شمس سراج عفيف
318
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
فوج خاصهء شهنشاه رفتى - و فرود آندو نيزه جانب ميمنه همه چارپايگان درنده ميرفتند - و در ميسره همه پرندگان گيرنده - و سلطان فيروز شاه اسپان « 2 » بسيار و بيشمار داشت - آن تمام اسپان « 3 » در پنج پايگاه ميبستند كه آن را پنج محل ميگويند - انشاء الله تعالى و بعونه بيان هريك « 4 » پايگاه در ذكر كارخانهاي آن شهنشاه شرح داده آيد معهذا از جملهء « 5 » اين پنج پايگاه يك پايگاه شكرهخانه بود - و يكهزار و دويست اسپ فرود شكره ميرفت - دران ايام ملك ديلان امير شكار بود - و ملك خضر بهرام نائب امير شكار بود - بازيدهان « 6 » و فوجداران آن شكرهخانه عليحده بودند - هريك از اصحاب شكره خانه امراي كبار بود - در پروش شكره هريكي جد مينمود چون سلطان فيروز شاه را درين قسم هوس بسيار بود درين باب جد كشاد - تا باقي عمر همدرين مشغولي گذشت - درين كار بكوشش بيشمار درست كردن پرها در لشكر در هنگام شكار باختن بيشتر بود - آري عجب اسراري - چون سلطان فيروز شاه در شكارگاه پره كردي اينچنين پره شدي كه از زمرهء سلاطين پيشين كمتر كسى كرده است - اگر پادشاهى صاحب دستگاهي گاه از گاهى از جملهء سلاطين پيشين را هوس پره شدي در زمان واحد پره ميكردند - بعده همان زمان پره ميشكستند - و سلطان فيروز شاه هفتگان روز و هشتگان
--> ( 2 ن ) اسباب * ( 3 ن ) اسباب * ( 4 ن ) هريك پايگاه فيروز شاه شرح داده آيد * ( 5 ن ) از انجمله پنج پايگاه * ( 6 ن ) باريداران *